کد خبر : 124979
تاریخ انتشار : جمعه 5 آذر 1400 - 21:15

و اما حسین(ع)! با تو خوشبخت می شویم

و اما حسین(ع)! با تو خوشبخت می شویم

ایسنا/قم حسین آمده است تا غم های مومنان اش را به از غم بزداید. حتی نه غم مومنان اش را بلکه غم هر انسانی که روی زمین راه می رود و نفس می کشد. او رافع غم دان مورچگان خرد تا منبع فیض عارفان و سالکان الی الله است. آری او امام انس و جن است

و اما حسین(ع)! با تو خوشبخت می شویم

ایسنا/قم حسین آمده است تا غم های مومنان اش را به از غم بزداید. حتی نه غم مومنان اش را بلکه غم هر انسانی که روی زمین راه می رود و نفس می کشد. او رافع غم دان مورچگان خرد تا منبع فیض عارفان و سالکان الی الله است. آری او امام انس و جن است و رحمت او چتری است بر سر همه عالم گسترده.

حسین(ع) را این روزها همه می شناسند. همه او را با اربعین جهانی اش می شناسند. همه او را با سیل خروشان پیرو جوان و خرد و کلان و فقر غنی پای در راهش می شناسند که در مسیر وصل اش سر از پا نمی شناسند. همه او را با حرم اش می شناسند . با بین الحرمین اش و ابالفضلی که آن سوتر، همچنان دست ادب به سینه زده و در مقابل برادر و امیر و مولایش زانوی ارادت به زمین زده است.

حسین(ع) را همه با کربلایش می شناسند. همان داربلا. حسین را همه با آن لحظه ای می شناسند که با کمری شکسته از غم برادر و پاره پاره شدن اکبر و پرپر زدن اصغرش، تنهای تنها در میان دسته گرگ ها به زمین نشست. همان لحظه ای که تیرجفا به قلب و تیغ بی وفایی به چشمش نشست. با همان لحظه که بر زمین افتاد و گرگ های به طمع غنیمت و وعده گندم ری برای بردن سر و انگشت و انگشترش به جان هم افتادند.

حسین(ع) را همه با زینب قد کمانی اش می شناسند. با همان تلی که بر آن ایستاد و رفتن جان از تنش را به چشمش دید. آه از همان لحظه فراغ.

اما امروز روزی دیگر است. روزی است که ملائک مقرب کبریا او را از عرش به عالم خاکی آورده اند. همان روزی است که خداوند او را از نور خود آفرید و ثارالله اش کرد و به جهان غم زده و انسان بی طاقت و نحیف هدیه داد. آری حسین(ع) امروز آمد.

آی دنیا و ای جماعت، حسین(ع) به دنیا آمد.

حسین(ع) آمد ولی چه آمدنی. همه آن صبح تا عصر عاشورا را برای یک لحظه فراموش کنید و به این لحظه زیبا دل ببندید. به همان لحظه که اولین بار چشم در چشم مادر کرد. به همان لحظه شیرینی که زهرای جوان او را در برگرفت و از اینکه مادر سلطان انس و جن شده، نمی دانست چگونه خداوند را شکر کند. مادری که خود باعث خلقت آسمان و زمین بود.

از لحظه زیبایی سخن بگوییم که مادرش را شیر داد و او هم در آغوش مادر کائنات آرام گرفت. همان لحظه بود که رسول خدا بالای سرش آمد و او را در آغوش کشید در گوشش اذان گفت و بهشت و سیدی جنت الاعلی را به او و مادرش وعده داد.

از همان لحظه زیبایی سخن بگوییم که حضرت بوتراب نوزاد زیبایش را در برگرفت و سر برسر نوزادش گذاشت و در گوشش قرآن خواند و نگاهی که در چشم نوزادش کرد و ۵۷ سال بعد او را به چشم دید و دم نزند.

آری حسین(ع) آمد تا نور را به دنیای تاریک و شادی را به قلب های یخ زده و غم زده هدیه کند. حسین آمد که همه را از غم رهایی دهد. کشتی به بزرگی عالم ساخت و پیر و جوان جفت و تنها را سوار کرد تا در این طوفان مواج و پر بلا غم در دلشان آب نشود.

حسین(ع) آمد که وسیله السعدا باشد. حسین آمد که وسیله خوشبختی باشد. حسین با شادی آمد. غم همه عالم را به جانش خرید تا دیگر دوست دارانش غمی بر جان نداشته باشند. مهرش را به جان همه انداخت تا دیگر گناه در دل آنها جای نگیرد و اگر گناهی هم کردند به برکت همان عشق سوزان، بسوزد و ذوب شود.

حسین(ع) آمد تا قهرها و کینه ها جای خود را به دوستی و مهر بدهند. حسین آمد تا علم و کتل ها و هیئت ها و تکیه ها شکل بگیرد و پیرو جوان دارا و ندار در یک صف بنشینند و چای و خرما و قیمه هیئت اش را بخورند و کینه ها و منیت ها و دشمنی هایشان پای همین سفره بگذرانند و دست یکرنگی و حسینی بودن را به هم بدهند.

چه دردهایی که پای این روضه ها مرهم نیافت و چه کینه هایی که پای علم او از سینه ها نرفت. چه غم زده هایی که در روضه های او حاجت نگرفتند و چه جان های پراز گناه و پلیدی که در میان هم همه های حسین حسین شب عاشورا از برگ گل های داوودی پاک تر نشد.

چه کسی می تواند بنشیند و حساب و کتاب کند که حسین(ع) با این عالم و دل های مردمش چه کرد؟ امپراتوری فرشتگان الهی هم در شمارش این برکات و نعمات ناتوان است. و تنها خدایی می ماند که می داند حسین که بود و چه کرد.

آری حسین آمده است تا غم های مومنان اش را به از غم بزداید. حتی نه غم مومنان اش را بلکه غم هر انسانی که روی زمین راه می رود و نفس می کشد. او رافع غم دان مورچگان خرد تا منبع فیض عارفان و سالکان الی الله است. آری او امام انس و جن است و رحمت او چتری است بر سر همه عالم گسترده.

حسین آمده است، به استقبالش برویم و کاسه گدایی مان را پیش رویش بگذاریم و از او بخواهیم در آستانه سالی که نمی دانیم آخرش به کجا می رویم ما را مثل همیشه تنها نگذارد. از او بخواهیم که در راهش مستدام بدارد و برکت و نعمت و آسایشی که می خواهیم را از او بگیریم.

و چه خوش سالی است که با دستان پرمهر حسین با آن وارد شویم و دو میلاد فرزند قائم اش، ما را به آینده ای که از آن می ترسیم امیدوارتر می کند.

حسین جان بدا به کسی که در این شوره زار ناکامی و دل زدگی تو را ندارد. دوستمان داری و دوستت داریم.

حب الحسین(ع) وسیله السعداء است و می دانیم که عشق تو را ما را خوشبخت می کند. می دانیم ارباب و ممنون.

انتهای پیام

منبع:ایسنا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

خرید رپورتاژ اختصاصی با قیمت ارزان

مایکروسافت  شیائومی  سامسونگ  گوشی  مارک  اینتل  گواهینامه  قرمز  گورمن  تبلت  آیفون  طراحی  لایکا  تایوان  یوتیوب  دوربین  اندروید  تاشو  چین  گلکسی  پیکسل  ساعت  ای‌بی  هوشمند  سطح  جدید  شرکت  معرفی  تجاری  طرح